کد خبر: 83454

تاریخ انتشار: 1396/11/02 - 10:57

شفت در مسیر توسعه

اگرچه همه ما به فکر زیست جهانی مطلوب برای جهان، کشور و استان خود هستیم اما این یک اصول علمی است که برای ساختن مطلوب همه اینها باید از خودمان شروع کنیم یعنی اگر ما نتوانیم خود و خانواده خود را بسازیم یقینا در بهبود جامعه نیز نمی توانیم اثربخش باشیم.

به گزارش صبح شفت، بی شک عبارت”‌ صر ف فعل خواستن ” را زیاد شنیده ایم و با آن آشنا هستیم. این عبارت پرکاربرد به این معناست که رسیدن به اهداف و چشم اندازی که مدنظر است نیازمند اراده و عزمی راسخ است، چون زمانی انسان هدفی را دنبال کرد یقینا برای رسیدن به آن باید تلاش نماید و در ذهن خود جاری و ساری سازد که برای دستیابی به هدف باید برنامه ریزی کرد و به آن رسید که این برنامه ریزی ها می تواند در قالب برنامه های کوتاه، میان و بلند مدت تعریف شود و اگر بخواهیم کمی تخصصی تر و در قالب مفهوم علمی بیان کنیم باید این باور در مردم آن جامعه ایجاد شود که می توان پیشرفت کرد و به توسعه دست یافت.

اینجا لازم به ذکر است که بیان شود، توسعه فراتر از رشد است و رشد بیشتر یک مفهوم اقتصادی و بیشتر جنبه کمی و با آمار و ارقام سروکار دارد اما توسعه یک مفهوم کیفی است که در بر دارنده پیشرفت در تمام جنبه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است بطوری که از درون آن جامعه متجلی می شود و بیشتر حاصل اندیشه های متعالی آن جامعه است. حال گویا این خیزش های فکری در بین نخبگان، اندیشمندان و عالم پروران شفت صورت گرفته که باید برای توسعه شفت با هم افزایی فکری در حوزه های مختلف حیات اجتماعی این شهرستان محروم گام های موثری برداشت.

یعنی این باور در ذهن این مردم عزیز نقش بسته است که می توان شهری آبادتر و دهستانهایی بهتر و روستاهایی با قابلیت های بهتری را در این شهرستان داشت.

چون جانمایه مطالبه گری و خواسته خود مردم این دیار اول از خودشان که در گروهها و کانالهای فضا های مجازی به وفور به چشم می خورد حاکی از آن است که” می توان از شفت، شفتی دگر ساخت و آن هم با بهره گیری از توانمندیهای بالقوه این شهرستان”.

به راستی این یک واقعیت اجتماعی است که باید بپذیریم ساختن هر جامعه در گرو تلاش و انسجام و هم افزایی توان و بهره گیری بهینه از ظرفیت های موجود در آن جامعه است.

حال گاهی یک جامعه به راحتی از مرحله سنتی وارد عصر مدرنیته می شود و بعداز آن به مرحله پست مدرن می رسد یعنی از نظر جامعه شناختی فرایند توسعه را سریع طی می کند و حالا که از نظر جهانی ما در مرحله پست مدرن جهانی قرار گرفته ایم در برخی حوزه ها با این فرایند همگام هستیم و از برخی مراحل در حال مدرن شدن و در خیلی حوزه ها هنوز در مرحله سنتی خود در جا می زنیم.ولی باز هم هیچ ایرادی ندارد که در آن حوزه ها نیز به فکر گذر از مرحله سنتی به مدرن باشیم” چو هر وقت ماهی از آب بگیریم تازه است” و خوشبختانه این امر نیز در حال تحقق است.

چون شاهد شکستن مرزهای تعصب های قبیله ای، پرورش اندیشه پیشرفت و توسعه، توسعه مرز دانش، همگرایی در جهت استقلال بروکراسی های اداری، پرورش روحیه انتقادی در جهت کج کا رکردی سازمانها و روحیه مطالبه گری و پیشرفت از مفاهیم اساسی در اندیشه های توسعه گرایی است که در گفتمان جامعه شفتی مشاهده می شود. عبارتی و اسامی چون “نگران شفتیم”چیزی نیست جز ندایی از فراخنای ذهن توسعه گرا، یعنی من می توانم و می خواهم بهتر از حال باشم که این نگرانی می تواند با برنامه ریزی و ارائه طرح های توسعه محور با هم افزایی توان بالقوه شهرستان به یاری سازمانهای رسمی و غیر رسمی شتافت.

این نگرانی می تواند دعوت از نخبگان علمی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باشد تا با اندیشه های خود به رفع محرومیت این شهرستان کمک نمایند.و اینکه ” من هم یک شفتی ام” نشان از این دارد که اگر در هرجای دنیا زندگی می کنم به فکر پیشرفت شفت هستم، جدای از هر قونم و قبیله و …و هرکاری از دستم براید در راستای توسعه شهرستانم دریغ نخواهم کرد چون جانمایه جان وتنم با شفت رقم خورده است.

اگرچه همه ما به فکر زیست جهانی مطلوب برای جهان، کشور و استان خود هستیم اما این یک اصول علمی است که برای ساختن مطلوب همه اینها باید از خودمان شروع کنیم یعنی اگر ما نتوانیم خود و خانواده خود را بسازیم یقینا در بهبود جامعه نیز نمی توانیم اثربخش باشیم.

پس این اندیشه که در ساختن شهرستانی پیشرفته از شفت است یقینا در توسعه جهانی نیز نقش خواهد داشت.چون این باور عمیق در شهروندان و روستاوندان عزیز شفت مستولی است که باید از خود شروع کنیم و از اصرار بر تعصبات بسته سنتی فراتر رویم و شفت را بعنوان ” مرکز دنیا” ببینیم و در جهت توسعه آن گام برداریم.

اگر چه شاید مطلب طولانی شود ولی یک نکته قابل بیان است و آنکه اگر قشر عزیز و زحمت کش دامدار شفتی با تفکر توسعه ای به تولید محصولات خویش بیندیشد” همان پنیر سیاه مزگی ” روزی با برند جهانی جایگزین” مک دونالد”آمریکایی و فست فودها خواهد و شاه بلوط ویسرود روزی با تولید انبوه خود بازارههای هند وچین ره رونق خواهد بخشید و برنج کشاورزان عزیز بر سر سفره مردمان اروگوئه و هندوستان و…خواهد بود.

پس این اندیشه ما است که جهان را می سازد چون نوع جهانبینی ما به ما خط سیر حرکت می دهد و باورهای ما رفتار ما را شکل می دهد اگر با این نگاه توسعه محور که در شفت در حال شکل گیری تداوم داشته باشد می تواند مناطق زیبای امام زاده اسحاق و امام زاده ابراهیم وچنار رودخان و ویسرود و مناطق زیبای سیاهمزگی را به بهترین تفرجگاه های جهانی تبدیل کند و اگر بتوانیم از این ظرفیت ها با برنامه ریزی دقیق و همراهی مدیرانی دلسوز و شایسته به درستی استفاده کنیم اینجا مرکز دنیاست و دیگر نگران مدیران پروازی و چهره غبارآلود محرومیت و ادغام ادارات و….نخواهیم بود و این میسر و شدنی است در سایه لطف الهی با اراده آهنین و همت جمعی و صرف فعل خواستن.چون این شهرستان عالم پرور مهد بزرگمردانی بوده که هنوز اندیشه آنها در تفکر مردان بزرگی در این زمانه متجلی است و حتی بزرگ مردانی را به سایر شهرهانیز ارزانی داشته است.

باقر رجبی ویسرودی – دانشجوی دکتری جامعه شناسی

ارسال دیدگاه

چندرسانه ای